به شوخ خبر رسید که در گوشه ای از شهر "دیالکتیک" و محفل "انتلکتوالیسم" برقرار است. کنجکاو شد که بداند این کلمات شبهه ناک چیستند و اهالی کدام فرقه به این امر مشغولند. هر چه کرد و به هر در زد او را بدان محفل راه ندادند. از تنگ کنجکاوی و فضولی پس به سر دیوار شد و از آنجا به نظاره محفل نشست. دقایقی بگذشت و سپس پائین پرید و دوان دوان دور شد در حالی که فریاد می کرد:
"الحمدلله که ما از این دیالکتک معافیم"
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 23:6  توسط دون خولیو دو لامارکی
