نه...قضیه با رویکردهای مختلف بهش حل نمی شه...به بقیه اجزای این قضیه هم نمی شه انگی زد...نمی شه اشاره به یکیشون کرد و بگی این مقصره...نه...ارزیابی های متعدد نتیجه و پروسه نمی تونن غلط باشن...این حقیقت که چادرشو روی سرم می کشه را باید پذیرفت...
اشکال از این مکانیسمه...سر تا پاش... از سخت افزار معیوب تا نرم افزار منحرف شده اش... کل این چرخ دنده ها و تعاملاتشون و درگیری هاشون و قرار و چرخششون باید عوض بشن... این مکانیسم را باید دور انداخت...
حوالی سالروز تولد داروین...نمایی عجیب جالب از داروینیسم شکل می گیره...سر شاخه ای از بین شاخه های تکاملی بیرون اومده که به تهش رسیده... تکاملش را طی کرده... و حالا دیگه وقتشه که این سر شاخه را چید... چرخ تکامل و بقای اصلح از روش رد بشه... رد شدن از این بن بست... جهش بزرگی می خواد که احتمال وقوعش تو سالیان اندک این آخرین نسل سرشاخه خیلی خیلی بعیده...پس باید این سرشاخه را چید.........
و چه خوب که بر این همه منطق حاکمیت داره و نه سرخوردگی ای عمیق و قدیمی...
.................................................................................................................
کد های پیچیده ای نیستن...
زیر کدها و رمزها و سمبل ها را نگاه کن...
در خاک خورده را باز کن...
جان خاک خورده را در آغوش بگیر...
بشنو که بلد است بگوید "سلام"...
...................................................................................................................
"انبوهی این بار و شانه های بی توان
فریاد می زند
فریادرسی می خواهد
تو نیز غریبه ای
همچون خداوندی در دوردست
و اینان که طوافت می کنند
و این نجوا
همان فریاد است
که راهش را تا تو یافته است
شاید که تو
همان فریادرس باشی"