تبليغاتX
تصویر فسیل شدن یه گروگان گیر

تصویر فسیل شدن یه گروگان گیر

این نه بازگشت که به خاطر دخترکی است...شیرخواری...هانیه نامی.....

هانیه جان...دو هفته از زندگی من در بخش جراحی اطفالی سپری شد که تو مهمانش بودی...این دو هفته حضور بر بالین تو...منو شیفته بودن از سبک تو کرد...بی قل و غش...که کشیدن هر نفس اش موهبتی است...فرو دادن هر لقمه قدم بزرگی است...و هر لبخندت هدیه ای به بزرگی دنیا...به تو و به بودنت وابسته شدم...انگار که تو مرا فرزندی باشی و من تو را پدری...نبردت بر سر زندگی...همه هم و غم من بود...تو مهم شدی...عزیز شدی...و خوشحالم که رفتم...که همچون پدری در خیال خوشم...بزرگ شدنت...خوب شدنت...را تصور کنم...خوش بین باشم...که تو از چنگال این مصیبت آزاد می شوی...حتی اگر حقیقت جور دیگری رقم بخورد...

منو ببخش...ببخش که هر بار به بالین ات میومدم...تداعی کننده درد و رنجت بودم...متاسفم که دیدن چهره ام اشک به چشمانت میورد...و شرمنده ام اگر دستانم کوچک بود...و اگر نتوانستم بخشی از عذاب بی حساب و کتابی که بر تو روا می شد را بر دوش بکشم...شرمنده از ناتوانی هایم...از نگاه کردن به چشمانت می ترسیدم...می ترسیدم بفهمی درجه استیصالم را...دیشب میون همه خونریزی های تو...شب تا صبح را بر بالین ات سپری کردم...پر از احساس نگرانی از این عقوبت و عاقبت ات...من و تموم تیره بختی هام...در برابر شوربختی هایت رنگ باختیم...و بیدار ماندن بر بالین ات...نه منت من بر تو...که منت تو بر من است...که جنگیدی و ماندی تا دگر روز...و من به خاطرت حتی حاضرم "و ان یکاد" بخوانم...شمشیر از نیام بر کشم...بروم به ناکجا آباد به رزم آن که این سرنوشت ات را اینگونه ناجوانمردانه رقم زد...فریاد دادخواهی ات  از دنیا را سر دهم...

و تو به کدامین گناه ناکرده ات این چنین مجازات می شوی؟ و من به کدامین صواب و ثواب ناکرده ام این چنین بهره مندم؟

به کجا باید متوصل شد؟ از چه کسی باید "به از این"..."به جز این"...تو را طلبید؟

به مژه های بلندت فکر می کنم...به زیبایی نهفته در پس آن چهره رنج کشیده و در هم شکسته...به چشمان سبز قشنگت...

برگرد...بیرون بیا از این پوسته مریض..............................................

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 13:41  توسط دون خولیو دو لامارکی 

به هزیمت...منو به اینجا برنگردون...

خواهم ایستاد...تا که این موج سر رسد...و می لرزم...که من نه آن دیوار سختم...و نه این موج سر مدارا داره...

مرا در هم نشکنی...شکستی...این پاره ها دیگر گرد هم نمی آیند............................

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 11:25  توسط دون خولیو دو لامارکی  | 

هر میوه ای که می رسه را باید چید...

وقتش رسیده...

پس به درود...................................

.........................

این بار نه به نذره...نه از سر احساس وامانده ای که بالا زده باشه...خیلی ساده...وقتش رسیده...

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 13:57  توسط دون خولیو دو لامارکی 

باز دوباره اولین چهارشنبه ماه سر رسید و من می خواهم در مورد توسعه حرف بزنم. این ماه به رابطه توسعه و فقر می پردازم.

فقر و توسعه نیافتگی آن چنان به هم نزدیک اند و تعاریف آن ها به حدی همپوشانی دارد که صحبت از رابطه فقر و توسعه مسخره به نظر می رسد. عملا تمامی معیارهای فقر٬ شاخص های توسعه نیافتگی محسوب می شوند و بالعکس. لذا بیشتر از این که اینجا به رابطه فقر و توسعه بپردازم به خود مقوله فقر می پردازم.

نسل بشر توانسته که از بعد انقلاب صنعتی در میانه سده هجدهم خود را از میان باطلاق فقر تا حد زیادی بیرون بکشد. با وجود این که بسیاری از اقتصاددانان در سده هجدهم و نوزدهم مانند مالتوس تا حد زیادی بدبین بودند که بشریت هرگز بتواند تامین کننده تمامی نیازهای اساسی خود باشد٬ اما اکنون در دنیا به قدر کافی ثروت و منابع وجود دارد که بتوان نیازهای اساسی و اولیه تمامی ابناء بشر را تاءمین نمود.

با این وجود جای بسی تاسف دارد که هنوز از بین ۶.۵ میلیارد نفر ساکنین کره خاکی نزدیک به یک میلیارد و صد میلیون نفر از آن ها در فقر شدید (Extreme Poverty) زندگی می کنند و بیشتر جای تاسف دارد اگر بدانیم که تنها کافی است که از هر ۱۰۰ دلار در کشورهای توسعه یافته٬ ۵۰ سنت به امر فقرزدایی اختصاص داده شود. یعنی با تنها اختصاص نیم درصد از درآمد ناخالص ملی کشور های توسعه یافته فقر مطلق از دنیا رخت بر خواهد بست.

در هنگام بروز تسونامی در اقیانوس هند تا هفته ها بحث بر سر عواقب انسانی آن و از دست رفتن جان صدها هزار نفر بود. کشورهای توسعه یافته پس از وقوع آن حادثه قول میلیارد ها دلار کمک به این کشورها را دادند٬ گرچه بخش اندکی از آن کمک به دست کشورهای حادثه دیده رسید اما همان مقدار کم برای مبارزه موثر با بیماری مالاریا در دنیا کفایت می کرد. سالانه بیماری مالاریا در آفریقا تنها ۱۵۰۰۰۰ کودک را از پای در می آورد. امری که با توزیع یک پشه بند سم پاشی شده ۵ دلاری و یا درمانی که برای هر نفر نزدیک به یک دلار هزینه در بردارد قابل پیش گیری است. یعنی با نزدیک به چند میلیون دلار می توان مبارزه موثری با مالاریا انجام داد. اما کشورهای توسعه یافته چشم خود را نسبت به حقیقتی این چنین تلخ بسته اند.

به طور خلاصه بگویم٬ می توان تنها در یک دهه فقر شدید را از بین برد و در کمتر از طول عمر یک نسل می توان  فقر مطلق (Absolute Poverty) را از چهره دنیا زدود. این تنها به شرطی است که دنیا در مسیر صحیح قرار بگیرد ولی متاسفانه دنیا در آن مسیر قرار ندارد. اگر به شیوع فقر در دنیا در سی سال اخیر نگاه کنیم می بینیم که در دهه ۸۰ میلادی نزدیک به یک و نیم میلیارد نفر در فقر شدید زندگی می کردند که از این تعداد ۸۰۰ میلیون نفر در آسیای شرقی زندگی می کردند٬ اما کشور های آسیای شرقی توانسته اند با اتخاذ سیاست های صحیح این میزان را در سال ۲۰۰۱ به ۲۷۱ میلیون نفر برسانند و پیش بینی می شود که تا سال ۲۰۱۵ کشورهای شرق آسیا به طور کلی از دام فقر شدید خود را برهاند. موفقیتی که باید الگوی تمامی کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه شود.

فقر به طور کلی به وضعیتی اطلاق می شود که در آن یک فرد یا خانوار توانایی مالی برای تامین نیازهای اساسی خود را ندارد. اما بسیاری از خبرگان امر عقیده دارند که فقر مقوله ای چند بعدی است و تنها جنبه مالی ندارد. این افراد عقیده دارند که فقر تنها نداشتن امکانات مادی نیست و محرومیت از ظرفیت ها و فرصت هایی همچون سلامت و آموزش نیز بخشی از فقر محسوب می شوند. برخی از این نیز فراتر می روند و محرومیت از حقوقی همچون حقوق شهروندی٬ آزادی و دسترسی به قدرت را نیز جزو فقر محسوب می کنند. اعلامیه حقوق بشر و قرارداد بین المللی حقوق اقتصادی٬ اجتماعی و فرهنگی نیز بر چنین تعریف جامعی از فقر توافق نظر دارند و لذا هر کشوری باید به مقابله با همه ابعاد فقر بپردازد.

با توجه به این که تعریف جهان شمولی از فقر وجود ندارد این وظیفه هر کشوری است که فقر را در زمینه همان کشور تعریف کند و معیار ها و شاخص های آن را تعیین کند. به عنوان مثال در یمن فردی فقیر محسوب می شود که در وهله اول از دسترسی به خدمات سلامت محروم باشد و سپس کسی فقیر محسوب می شود که از گرسنگی و سوءتغذیه رنج ببرد.

معیارها و تعریف فقر را می توان با استفاده از ارزیابی های مختلفی به دست آورد. یکی از آن ها٬ ارزیابی مشارکتی فقر (Participatory Poverty Assessment) است که در آن افراد دهک های پائین درآمدی کشور شاخص های فقر را انتخاب می کنند و مدل دیگر ارزیابی کیفی فقر (Qualitative Poverty Assessment) است که در آن کارشناسان معیارهای فقر را تعیین می کنند. روش کیفی این خطر را در بر دارد که ممکن است تفاوت ها منطقه ای و یا محلی را در بر نگیرد.

تنها تعریفی که بر آن توافق عمومی وجود دارد٬ تعریف فقر شدید است. کسی از فقر شدید رنج می برد که روزانه درآمدی کمتر از یک دلار داشته باشد و از تامین نیازهای اولیه مانند غذا٬ آب آشامیدنی سالم و سرپناه محروم باشد. بعضی دسترسی به خدمات سلامت و بهداشت را نیز جزو فقر شدید می دانند.

برای فقر مطلق٬ تعریفی وجود دارد که از آن با عنوان خط فقر (Poverty Line) یاد می شود. برای محاسبه خط فقر٬ تعدادی شاخص فقر انتخاب می شوند و سپس بر اساس معادل مالی آن ها٬ خط فقر تعیین می شود. در ایران از روش CBN به همراه چند روش دیگر برای محاسبه خط فقر استفاده می شود. در روش CBN خط فقر بر اساس خط فقر غذایی (FPL) و خط فقر کلی (TPL) محاسبه می شود. در ایران خط فقر غذایی بر اساس دریافت حداقل ۲۱۷۹ و ۲۳۰۰ کیلو کالری روزانه تعیین می شود. گرچه در ایران این که این ۲۳۰۰ کیلو کالری از چه مواد غذایی تهیه شده باشد ذکر نشده است. اما در کشوری مانند فیلیپین علاوه بر ۲۰۰۰ کیلو کالری دریافتی روزانه باید حداقل ۵۰ گرم پروتئین روزانه و ۸۰٪ دیگر مواد غذایی ضروری دیگر  در محاسبه خط فقر غذایی محاسبه شوند.

نکته مهم این است که فقر تنها معنی و مفهوم مطلق ندارد و می تواند یک مفهوم نسبی نیز باشد. به طور کلی می توان گفت که فقر مطلق به وضعیت اطلاق می شود که در آن فرد از تامین نیازهای اساسی خود عاجز باشد اما بسیاری از کارشناسان عقیده دارند که فقر مقوله ای نسبی نیز هست به این معنی که وابسته به موقعیت یا زمان فقر می توان اجزای مختلفی را در بر بگیرد. بگذارید تا با یک مثال این مقوله را بازتر کنم: در جایی که همه افراد از وسیله نقلیه شخصی استفاده می کنند٬ نداشتن وسیله شخصی یک فقر نسبی محسوب می شود. آمارتیا سن (Amartya Sen) عقیده دارد که "حتی در نگرشی مطلق نیز خط فقر بر اساس معیارهایی تعیین می شود و هیچ تضمینی وجود ندارد که این معیار ها در طول زمان تغییر نکنند." بعضی ترجیح می دهند به جای استفاده از کلمه فقر نسبی از کلمه محرومیت نسبی (Relative Deprivation) استفاده کنند. با این حال و با توجه به این که هنوز معیارها و شاخص ها مناسبی برای سنجش فقر نسبی به جز شاخص توزیع درآمد وجود ندارند و علاوه بر این هنوز کارشناسان نیز بر سر تعریف فقر نسبی به توافق نرسیده اند٬ من از پرداختن بیشتر به فقر نسبی می گذرم.

بحثی که برای من به عنوان یک پزشک اهمیت مضاعفی دارد٬ رابطه تنگاتنگ فقر و سلامت است. فقر و بیماری در یک چرخه معیوب قرار دارند به نحوی که هر چه فرد فقیرتر شود شانس بیمار شدن وی بیشتر است و بیماری به معنی فقیرتر شدن هرچه بیشتر یک فرد است. شواهد برای اثبات این مدعی بسیارند به نحوی که حتی در گزارش جهانی سلامت سال ۲۰۰۱ سازمان بهداشت جهانی اشاره شده است که تاثیر سطح درآمد بر سطح سلامت بسیار بیشتر از شاخص های نظام سلامت مانند نسبت پزشک به بیمار است. بسیاری از شاخص های فقر و سلامت مشترک هستند به عنوان مثال می توان از سوءتغذیه٬ شیوع بیماری های قابل علاج و عدم دسترسی به خدمات سلامت نام برد. این رابطه تا حدی است که سازمان بهداشت جهانی بحثی را مطرح کرده به عنوان زنجیره فقر و سلامت (Poverty Health Linkage) علاوه بر این در بسیاری از نقاط دنیا مهمترین شاخص فقر را عدم دسترسی به خدمات سلامت و بهره نبردن از سلامت کامل می دانند.

بحث دیگری که دوست دارم مطرح کنم در مورد شرایط خاصی است که از آن ها تحت عنوان تله فقر (Poverty Trap) یاد می شود. هم در سطح جهانی و هم در سطح ملی می توان این تله های فقر را مشخص کرد. در شرایط جغرافیایی٬ فرهنگی٬ سیاسی و اقتصادی خاص تمرکز فقر بیشتر است. این نقاط تمرکز فقر باید هدف هر سیاست فقر زدایی باشند. باید به یاد داشت که تله فقر می تواند مربوط به مشاغل خاص و یا حتی جنسیت و سن نیز باشد. به عنوان مثال کشاورزان دیمی کار٬ زنان٬ کودکان و سالخوردگان شانس بسیار بیشتری برای افتادن در دام فقر دارند.

در ادامه قصد دارم تا به طور خلاصه به سیاست ها و راهبردهای فقرزدایی بپردازم.

بگذارید تا اولین هدف هزاره توسعه را با هم مرور کنیم: اولین هدف شامل از بین بردن فقر شدید و گرسنگی است و برای آن دو ملاک تعیین شده است که تا سال ۲۰۱۵ هم شیوع فقر شدید و هم شیوع گرسنگی در دنیا به نصف برسد. بعضی از کشورها در این امر موفق عمل کرده اند اما در بعضی دیگر مانند کشورهای آفریقایی زیر صحرا٬ وضعیت بدتر شده است. عملا می توان گفت که تمامی اهداف هزاره توسعه برای ریشه کنی فقر هستند و این به خاطر همان رابطه تنگاتنگ فقر و توسعه است.

یک راهبرد فقرزدایی (PRS)٬ چهارچوبی ملی و بین بخشی برای توسعه است که توسط دولت طراحی می شود و هدف اصلی آن مقابله با جنبه های مختلف فقر در کشور است. حتی کشورهای توسعه یافته نیز نیاز به PRS دارند و باید برای ریشه کنی فقر در تله های فقر خود (مانند اقلیت های قومی) از این راهبرد ها استفاده کنند. اهمیت PRS به حدی است که سازمان جهانی پول و بانک جهانی شرط اعطای وام را به استفاده از آن در یک راهبرد فقرزدایی محدود کرده اند.

هر کشوری باید کتابچه راهبرد های فقرزدایی (Poverty Reduction Strategy Papers) تهیه کند که در آن ها فقر و شاخص های آن تعیین شده باشند و علاوه بر آن تمامی سیاست ها و راهبردهای مبارزه با فقر مشخص و فرسخ شمارهای لازم برای تعیین میزان پیشرفت تعیین شده باشند. ممکن است در PRSP یک کشور آفریقایی شیوع ایدز جزو شاخص های فقر در نظر گرفته شود و در کشور ما ممکن است شیوع اعتیاد به مواد مخدر به عنوان یک شاخص در نظر گرفته شود.

راهبرد های فقرزدایی تعیین شده باید در سطوح خانوار٬ جامعه٬ دولت و جامعه جهانی تعیین شوند. به عنوان مثال می توان در سطح خانوار نحوه تغذیه کودکان (به عنوان یک گروه آسیب پذیر) را به عنوان یک راهبرد تعیین و تبلیغ کرد.

با فقر نمی توان مبارزه کرد مگر این که راهبردهایی برای عدالت اجتماعی در پیش گرفته شوند. بعضی از این راهبردها شامل مالیات پیشرونده (Progressive Taxation) و تامین سبد حداقل خانوار است. مالیات پیشرونده به حالتی اطلاق می شود که در آن هرچه درآمد فرد بالاتر باشد باید مالیات بیشتری نیز بپردازد. تامین سبد حداقل خانوار نیز به منظور تامین کالاهای ضروری خانوارهای فقیر است. اشتباهی که دولت در حال حاضر می کند تبدیل کوپن یارانه به یارانه نقدی است. تجربه نشان داده است که یارانه های نقدی و یا نوع غربی آن Tax Returns معمولا در امر تامین کالاهای ضروری هزینه نمی شود و علاوه بر این با اتخاذ چنین سیاستی عملا قدرت خرید دهک های پائین جامعه نه تنها افزایش نمی یابد بلکه کاهش می یابد و این خطر راندن بخشی قابل توجهی از جامعه کشور به زیر خط فقر مطلق را در بر دارد. لذا دولت باید با حفظ سبد حداقل خانوار٬ معیارهایی را تعیین کند که این کالاها بر اساس آن معیارها به خانوارها اختصاص یابد. شاید تنها یارانه ای که دولت حق قطع کلی آن را دارد٬ یارانه انرژی باشد که ده و نیم درصد از درآمد ملی را در بر می گیرد. این یارانه هم نباید به صورت نقدی توزیع شود بلکه باید در زیرساخت های انرژی و حمل و نقل عمومی و توسعه سیاست های بهینه سازی مصرف انرژی سرمایه گذاری شود. به نحوی که عملا در درازمدت هزینه و صورت حساب انرژی افراد جامعه کاهش یابد.

بخش بسیار مهمی از سیاست های فقرزدایی٬ نظام رفاه اجتماعی است. هر جامعه موظف است تا نظام رفاه اجتماعی را به وجود آورد که حداقل هایی از قبیل بهداشت٬ خدمات سلامت٬ سرپناه و غذا را برای افراد جامعه تامین کند. این نظام رفاه اجتماعی باید به نحوی طراحی شده باشد که استفاده از آن ننگ و شرم اجتماعی به همراه نداشته باشد. انگلستان مثال ایده آلی از یک نظام رفاه اجتماعی موثر است. به عنوان مثال در نظام سلامت ملی انگلستان٬ استفاده از خدمات سلامت به کلی رایگان است. نظام رفاه اجتماعی انگلستان خصوصیت مهمتری نیز دارد و آن طراحی مالی آن است به نحوی که پایداری آن تضمین شده است. یک نظام رفاه اجتماعی می تواند به تنهایی بخش مهمی از فقر را در یک کشور ریشه کن کند. متاسفانه در کشور ما٬ نظام رفاه اجتماعی و سردمدار آن که وزارت رفاه اجتماعی است در این مقوله بسیار ضعیف عمل کرده اند. به یاد داشته باشیم که ماده ۲۹ قانون اساسی کشورمان٬ بهره مندی از رفاه اجتماعی را حق هر ایرانی دانسته است.

به عنوان یک ایرانی لازم نیست تا به کشورهای دوردست برای مثال های فقر شدید و مطلق نگاه کنیم٬ فقر پشت در تمامی شهر های بزرگ کشور نشسته است و در گوشه های دورافتاده کشور فقر و عقب افتادگی بیداد می کنند. آمار ارائه شده در گزارش جهانی توسعه ۲۰۰۵ نشان می دهد که هنوز نزدیک به ۲ درصد از جمعیت کشور درآمدی کمتر از ۱ دلار در روز دارند (فقر شدید) و نزدیک به هفت و سه دهم درصد از جمعیت کشور درآمدی کمتر از ۲ دلار در روز دارند. این فقر در کشور از توزیعی ناهمگون نیز پیروی می کند به نحوی که در استان های مرزی درصد افراد زیر خط فقر مطلق بسیار بیشتر از درصد افراد زیر خط فقر مطلق در استان های مرکزی است. نکته جالب پیروی روند توزیع فقر در کشور از این قاعده است که به طور کلی هرچه فاصله یک فرد از پایتخت بیشتر باشد٬ احتمال فقیر بودن وی بیشتر است. البته این قاعده محدود به ایران نیست و در بسیاری از کشورها به جز کشورهای فدرال صدق می کند.

در ایران بین سال های ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۰ خط فقر غذایی بر اساس ۲۳۰۰ کیلوکالری دریافتی از ۲۱۸۷۵ ریال در ماه به ازای هر نفر در مناطق شهری و ۱۸۰۸۲ در مناطق روستایی از ۱۵۱۷۳ در ماه به ازای هر نفر  به ۱۵۳۴۰۸ ریال در ماه به ازای هر نفر در مناطق شهری و ۸۴۶۸۴ ریال در ماه به ازای هر نفر افزایش یافته است. این یعنی افزایش حدود ۸۰۰ درصدی که در همین زمان درآمد مطلق نیز رشد چند برابری داشته است اما این رشد به هیچ وجه با رشد ۸۰۰ درصدی برابری نمی کند و عملا قدرت خرید و یا درآمد نسبی افراد جامعه کاهش یافته است و یا به عبارتی افراد بیشتری به زیر خط فقر رانده شده اند. در همان سال ۲۰۰۰ خط فقر بر اساس معیار آنجل (Angel's Reverse Coefficient) که معیار جامع تری است٬ در مناطق شهری ۶۱۴۹۹۵ ریال در ماه به ازای هر نفر و ۳۰۵۵۷۳ ریال در ماه به ازای هر نفر در مناطق روستایی تعیین شده است.  بنابراین با احتساب نرخ تورم احتمالا این خط فقر در هشت سال اخیر نزدیک به دو برابر شده است و لذا یک خانوار چهارنفره در یک شهر باید درآمدی حداقل پانصد هزار تومانی داشته باشد تا زیر خط فقر مطلق قرار نگیرد.

باز هم مثل همیشه تاکید می کنم٬ سیاست ها و راهبردهایی واقع گرایانه و عملی برای توسعه و مبارزه با فقر و ایجاد رفاه اجتماعی وجود دارند. ایران هم می تواند راه آسیای شرقی و ببرهای آسیا (تایوان و کره) و حتی معادل اسلامی آن یعنی مالزی را طی کند. نیاز به دانش٬ عزم و اراده دارد. همین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 19:50  توسط دون خولیو دو لامارکی  | 

بهشون گفته بود...

"فرزندانتان را به گناهانتان مجازات خواهد کرد"

نمی دونم چرا باورش نکرده بودن...................

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 16:39  توسط دون خولیو دو لامارکی 

از این بازی خسته می شم...کناری می ایستم و می گم "هی موجهای خروشان منو در هم بکوبید و با خود ببرید"...و اونا مثه کرکس هایی که پایانی (شاید متفاوت) را بو کشیده باشن...سر می رسن...و منو سر دست می گیرن...و با هم به افق محتومی می ریم...در پس زمینه روی تابلویی نوشته "لقد کان فی قصصهم عبرة لاولی..."...مگر این که عبرت بگیرید...

خروش اش که می گذره...کسی از میونمون نجوا می کنه "الحمدالله از این تنهایی....."

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 16:15  توسط دون خولیو دو لامارکی 

As easy as that...they patch you up...send you back to the field...to be torn apart...once again...

......................

Hey...now that you have lightened up this flame inside me...

please don't extinguishe it...........................

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 16:1  توسط دون خولیو دو لامارکی 

شب یلدا رسید...

تو نبودی...

و مگه این شب تموم می شد؟

من زیر این رفتار هیستریکم...پوزخندی داشتم به گشادی دنیا...

....

این چه بازیه که شبای یلدا سرم در میاری؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 14:58  توسط دون خولیو دو لامارکی