یه حرفی لوکا پاچیولی (Luca Pacioli) زده که من خیلی قبول دارم...اونم اینه که:
"بدون ریاضیات هنر وجود نداره"...گرچه من یه مرحله هم بالاتر می رم و می گم "بدون ریاضیات هیچی وجود نداره...تنها قانون حاکم به این دنیا...ریاضیاته..." (و این با وجود اینه که دانشجو پزشکیم!!!!)
به عنوان مثال یه درخت...حتی تصویرش...از قوانین فراکتال پیروی می کنه...که جان سیمز (John Sims) توی نقاشی معروفش (Mathart Brain) به خوبی اینو نشون داده...

هنر به عنوان بخشی از زیباشناسی (Aesthetics) چاره ای نداره جز این که از ریاضیات پیروی کنه...الان دیگه اثبات شده که هر چیزی که از قوانین ریاضی پیروی کنه...از نظر ما زیبا به نظر می رسه...قبول ندارید برید با محققای دانشگاه کالیفورنیا بحثشو بکنید...ممکنه بگید خیلی از چیزای زیبا...وقایع و یا تصاویر اتفاقی و رندوم هستن اما حتی این وقایع رندوم و اتفاقی هم از ریاضیات پیروی می کنن (chaos theory)...
امروز می خوام به مستطیل طلائی در هنر و زیبایی شناختی بپردازم...بحثی که نسبتا شناخته شده اس...دفعه بعد در مورد فراکتال ها و Fractal art می نویسم...
مستطیل طلایی...مستطیلیه که ابعاد اون (یعنی نسبت طول به عرضش) از نسبت طلایی (عدد فی)...که ۱.۶۱۸ باشه پیروی می کنه...جالب اینجاست که مطالعات نشون دادن که خیلی از اشیایی که تو طبیعت شکل می گیرن از این نسبت پیروی می کنن (مثه نسبت طول ساعد به طول دست)...چون از کارآمدی بالایی برخورداره...و در عین حال اگه چند تا مستطیل را جلوی یه نفر بذارن و بگن انتخاب کن نزدیکترین به مستطیل طلایی را انتخاب می کنه (تا حالا دقت کردین که چرا کاغذ آ۴ یا آ۵ و یا آ۳ انقدر طرفدار دارن؟) یا مثلا چرا کارت ویزیت ابعاد ۳ در ۵ داره؟ (۳ و ۵ اعداد فیبوناچی هستن...یحتمل می دونین که اعداد فیبوناچی از نسبت طلایی پیروی می کنن)...
توی هنر مستطیل طلایی کاربرد گسترده داره...داوینچی تو خیلی از کارهاش من جمله توی تابلوی معروف مونالیزاش مستطیل طلایی را به کار برده...این مستطیل را توی Vitruvian Man هم می شه دید...یا توی نقاشی جروم مقدس...


از مثال های خوب دیگه می شه به کارهای ادوارد برن (Edward Burne) اشاره کرد...انقدر توی کاراش مستطیل طلایی می بینه آدم که حالش بده می شه!!! به عنوان مثال به اثر "پله های طلایی" ادوارد برن نگاه کنید...

اما من خودم از نقاشی های کلاسیک خوشم نمیاد در عوض از آثار کسی مثه جورج سورات...امپرسیونیست قرن نوزده فرانسه خیلی خوشم میاد...یکی از کلاسیک ترین مثال های استفاده از مستطیل طلایی توی اثر The Circus Sideshow دیده می شه...

اما بین نقاش ها هیچ کس به اندازه پیت موندریان (Piet Mondrian) به مستطیل طلایی گیر نداده...یه جوری که تموم کارهاش مستطیل طلایی شدن!!! من خیلی از اکسپرسیونیسم آبستره خوشم نمیاد اما کارهای پیت موندریان...و شاید فقط به خاطر عشقش به ریاضیات...از نظر من معرکه ان...

توی معماری هم مستطیل طلایی طرفدار زیاد داره...شاید قدیمی ترین مثالی که بشه در این مورد زد...پارتنون (Parthenon) توی یونان باشه...هر چند که ما واقعا نمی دونیم که این پیروی از مستطیل طلایی تصادفی بوده یا عمدی...
به گمونم معروفترین معماری که دیوانه وار به مستطیل طلایی پایبنده...کوربوزیه (Le Corbusier) است...کوربوزیه عقیده داره که زندگی انسان از ریاضیات سرچشمه گرفته چه برسه دیگه به آثارش!!! پیشنهاد می کنم یه نگاهی به طراحی هاش بکنین...این یه خونه است که کوربوزیه طراحی کرده...

حتی ساختمان سازمان ملل هم یه مستطیل طلایی نسبتا کامله...

تازه به اینجا ختم نمی شه...مستطیل طلایی سر منشاء شکلیه به نام مارپیچ طلایی...و در مورد مارپیچ طلایی هم من می تونم کلی شر و ور بگم...از این که بهترین شکل برای قرار دادن اشکال تویه مارپیچه و به همین خاطر همه چیزای مارپیچ تو طبیعت از DNA تا کهکشان ها تا آمونیت تا برگهای درختا ازش پیروی می کنن...و یا از این که مصری ها اهرام و ابوالهول را بر اساس مارپیچ طلایی محلشون را تعیین کردن...اما به گمونم فعلا بسه...