آریستا بابای من یه مادر قحبه اس.
جیغ و فریادهامو تو جعبه می کنه
و اون دوردستا می فروشه
ماهیاش به سطح میان و تو لبه ی عروجشون آمبولی می کنن
و استخووناشون می مونه تا من خاکشون کنم...
آشغال همه چیز زندگیمو زیر و رو می کنه
از هر سوراخی کثافتامو بیرون می کشه
و توی دماغم می کنه...
و من انگشتمو بهش نشون
Up yours motherfucker
Up yours
آره حواله ات...آریستابابای مادر قحبه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 2:42  توسط دون خولیو دو لامارکی
|
