"ها ها ها ها هاه هه ها ها"
"می دونستی که این گندمی که سنگ آسیاب آرد می کنه... سنگ آسیابو می سابه و صاف می کنه؟"
"ها ها ها ها..."
خارش قلقلک وار ستون فقرات از مهره ی ششم توراسیک تا مهره دوم لومبار که با کرختی حواس شش گانه همراه شده و گاه گاهی دستی که برای نوازش یا شتم فرود میاد... به این می گن "سندرم گردن شکستگی راکیتانسکی مایر" و یائسگی زودرس مغز.. که تو نمونه پاتولوژی اش چروکیدگی مزمن - انگار که گردوی بی روغن و فراموش شده ای باشه - همراه با ارتشاح سلول های CD8 با همسرایی NK و حتی چند ائوزینوفیل دیده می شه که حکایت داره از آلرژی مزمنی که به "بودن" پیدا کرده... و ختم می شه به سربرواسکلروز به نحوی که صدای خواستنت در نیاد و فریاد اعتراضت فیبریلاسیون بی هدف لبهات بشه...
نشانگانش "گردن کجی" است... اگه دیدید که بینوایی در خیابانی گردن کج کرده و با نیم لبخند تمسخرواری رفتنش را گز می کنه... شک کنید که سندرم گردن شکستگی راکیتانسکی مایر گرفته است... و پیش آگهی اش افتضاح است.. یعنی محکوم است به بودن تا لحظه نبودن... به تداوم تا لحظه ای که خشکش بزند و نافش را از دنیا ببرند...
درمان نمی خواهد... خود محدود است... خود به خود طرف محدود می شود...
"می دونستی که شبواره ای هست که پر می کشد تا که در میانه شب در گوش هایت فرود آید و بگوید که هنوز "امیدی" هست؟"
"ها ها ها هه ها"
با سندرمش می زید... با علائم و نشانه هایش... زیسته است و زیستن اش با این سندرم... نوعی رابطه پارازیتیک متقابل است... او مرا انگل است و من او را.... به دیر شبی گردن کج می کند و در تاریکی بر حروف می کوبد... و می کوبد تا شاید جمله ای شکل بگیرد که فریاد کند "همه ی استیصالش را"... انگار که دیوژان باشد... داشته های زمینی اش اگر هیچ نباشد نزدیک به هیچ است... خمره ای هم ندارد که در آن بخوابد... همه چیز قرضی است و منتش فزوده... پس به جای دیوار ترک بر می دارد... به جای لباس ها چروک می شود... به جای رادیو وراجی می کند... به جای پرده سایه می اندازد... به جای زمینی٬ رویشگاه ریشه ی درخت غریبی می شود... و به جای دری... بر هم کوبیده می شود و درپوشی می شود بر هر آنچه که اندرون می گذرد...
"می دونستی سیستم رتیکولار به هنگام خواب٬ غصه هایت را قصه هایت می کند و سردرگم روانه تالاموس و هیپوکامپ و اکسیپوتشان می کند؟"
"هاه....................................................................."